ابراهيم عاملي ( موثق )

214

تفسير عاملي ( فارسي )

حيله و تزوير و چشمبندى مردم نابود شد ، و آن كارها بىاثر ماند . « وَأُلْقِيَ السَّحَرَةُ ساجِدِينَ » 118 مجمع : اين جمله ميفهماند كه چون كار موسى را ديدند بىاختيار برو درافتادند چون فهميدند كه از سوى خدا و بالاتر از قدرت بشر است . « قالَ فِرْعَوْنُ آمَنْتُمْ » 121 مجمع : حفص با يك همزه خوانده است و ديگران با همزه « أآمنتم » . « إِنَّ هذا لَمَكْرٌ مَكَرْتُمُوه فِي الْمَدِينَةِ لِتُخْرِجُوا مِنْها » 121 فخر : چون فرعون ديد ماهرتر و برتر جادوها تسليم بموسى شدند ، اين جمله ها را گفت تا از دو راه اين پيشآمد را در نظر عموم مردم زشت معرّفى كند ، اوّل گفت : حيله و نيرنگى است كه شما جادوها با موسى آماده كرده بوديد ، دوّم گفت : اين حيله بمنظورى سوء بوده است كه اخراج مردم و آوارگى آنها است ، و غرض او اين بود : مردم را اغفال كند كه تسليم جادوها بواسطه ارزش كار موسى نبود و براى خدا و غرض صالح نبود بلكه نقشه ى قبلى براى بيچارگى مردم بود . مثنوى در دفتر چهارم از زبان موسى بجواب آنها كه او را جادوى توانا معرّفى كردند و گفتند « إِنَّ هذا لَساحِرٌ عَلِيمٌ » چنين گفته است : گفت هستم غرق پيغام خدا جادوئى كه ديد با نام خدا ؟ غفلت و كفر است مايه ى جادوئى شعله ى دين است جان موسوى من بجادويان چه مانم اى وقيح كز دمم پر رشك ميگردد مسيح من بجادويان چه مانم اى خبيث كز خدا نازل شود بر من حديث چون تو با پر هوى برمىپرى لا جرم بر من گمان بد مىبرى هر كه را افعال دام و دد بود بر كريمانش گمان بد بود چون تو جزو عالمى پس اى مهين كلّ آن را همچو خود بينى يقين گر تو باشى تنگدل از ملحمه « 1 » تنگ بينى جوّ دنيا را همه

--> ( 1 ) بمعنى جنگ و جدال .